دستانم را باز می کنم
کلاغــــولوژی
تاملاتی در باب کلاغ و نقش آن در عشق
بر اساس افسانهها،کلاغ موجودی بوده که مــــامور بوده
برای آپولو جامی از آب بیاورد؛او در این کار کوتاهــی کرد
و در نتیجه به آسمان رانده شد. او در کنار جام یا پیالهای
نشانده شد بدون آنکه بتواند آبی از آن بنوشد .
.1
کلاغ
تو را
از شعر من دزدید
ومن
بدون تو
در شعر
تنهایم.
آخر
این کلاغ های سیاه دزد
کی به خانه ی خود می رسند
تا این شعرلعنتی
به سر برسد.(1)
فروردین 1389
.2
این کلاغ های
زشتِ عبوس ِ چشم تنگِ حریص
سیری ندارند
که تو را می پایند.
اردیبهشت1389
....................................
1.بالا رفتیم ماست بود/قصه ی ما راست بود...
من تنها در تضاد میان بودن و نبودنت شاعرم.
دلم برای تو تنگ می شود
و تو
نیستی
تا این شعر را
به موهای تو سنجاق کنم.
دل ِ تنگ
به درد هیچ کس نخواهد خورد
و هیچ کس
ترانه ای برای آن نخواهد گفت.
بگذار
بگذار
دلم را
در این شعر لعنتی
چال کنم.
فروردین 1389




